مرداد ۱۹, ۱۳۹۹ کد خبر : 64117 اجتماعی استان‌ها پربیننده ترین ها خبر سیاسی عناوین کل اخبار گیلان نسخه چاپی نسخه چاپی

“آیت الله ملامحمد خمامی”؛ “شیخ فضل الله” ای دیگر در تاریخ ایران + بخش سوم

“آیت الله ملامحمد خمامی”؛ “شیخ فضل الله” ای دیگر در تاریخ ایران + بخش سوم

رابینو تصریح می‌کند که مردم برای خراب‌کردن او تعمداً چنین نسبتی را به او می‌زدند. واردکردن اتهام دریافت پول از روسیه به آیت‌الله خمامی در شرایطی بود که علما و در راس آنها خمامی علیه اعانه مالی دولت روس به مردم شدیدا به روسیه اعتراض کرده بودند؛ تا اینکه قنسول اعلام کرد حاضر است از طریق انجمن‌ مشروطه به بعضی از مردم مستمری پرداخت کند. البته حربه تهمت ارتباط با روس تنها اختصاص به خمامی نداشت بلکه مشروطه‌خواهان از چنین حربه‌ای علیه شیخ‌فضل‌الله نوری نیز استفاده کردند.

یکی دیگر از جنبه‌های همسو بودن سیاستهای خمامی با شیخ‌فضل‌الله این بود که هرگاه مجلس قول همکاری می‌داد، خمامی موقتاً دست از مخالفت می‌کشید اما وقتی در عمل با خلف وعده مجلس مواجه می‌شد، دوباره بر خواسته‌های سابق خود پافشاری می‌کرد. به‌عنوان‌مثال پس‌ازآنکه وی تلگرافی را از طهران دریافت کرد مبنی‌برآنکه امین‌السلطان قول داده بود قراردادی لازم‌الاجرا در باب برگزاری انتخابات تدوین و امضاء خواهد گردید، به‌دستور خمامی چادرهای تحصن از ناصریه برچیده شد.

حاجی خمامی از تهران مراجعت کرد و مردم و طلاب رشت از او استقبال شایانی به‌عمل آوردند. معاضدالسلطنه و محمدصفی‌خان (رئیس سابق دارالفنون طهران) از طرف مجلس برای کمک به برگزاری انتخابات انجمنی به گیلان آمدند. اما در مجلسی که معاضدالسلطنه و محمدصفی‌خان بخشهایی از قانون‌نامه را در مسجدجامع رشت برای مردم قرائت کردند، حاجی خمامی همانجا اعلام و تاکید کرد که «من مشروطه‌طلبم اما چنین قانونی را نمی‌توانم تحمل و قبول کنم»[۲۳] اکثر افرادی که در ناصریه تحصن کرده بودند پس‌ازآنکه با خلف وعده از سوی مجلس و مشروطه‌طلبان مواجه شدند، دوباره در تلگرافخانه متحصن شدند.

انحراف مشروطه و موضع‌گیری مجتهد گیلان

ریشه‌های اختلاف آیت‌الله خمامی با بعضی از مشروطه‌خواهان را باید در اوایل مشروطه و از زمان تحصن عده‌ای در قنسول‌خانه انگلیس جستجو کرد؛ چراکه وقتی عده‌ای از مشروطه‌طلبان رشت به تقلید از مردم تهران در قنسول‌خانه رشت به تحصن نشستند و این تحصن خود را با تلگرافی به مجلس اعلان داشتند، تحصن توسط تلگراف یکی از بزرگترین علمای گیلان تحقیر شد. به‌دنبال‌آن، متحصنین تلگراف دیگری به مجلس فرستادند بااین‌مضمون‌که: «… از قراری که مسموع شد و به تحقیق پیوست، یک نفر از علماء رشت که خود را رئیس مسلم و مسن می‌داند… تلگرافی نوشته برای حکومت آن وقت فرستاده که بعضی جهال و نادانان به قنسول‌خانه دولت انگلیس رفته و قابل اعتنا نیستند…» هرچند در این تلگراف از آن عالم، نامی برده نشده است، ولی با توجه به قرائن مذکور (عباراتی نظیر: رئیس مسلم [دین]، مسن، و نیز مخالفت صاحب تلگراف مذکور با تحصن در «قنسول‌خانه انگلیس») بعید نیست آن شخص آیت‌الله خمامی باشد؛ چرا که نفوذ دول خارجی همواره از بزرگترین دغدغه‌های خمامی بود و ایشان با همکاری طرفداران خود در حد توان با این معضل مقابله می‌کرد؛ چنانکه درخصوص اقدام موسیو شولر به تاسیس مدرسه‌ای جهت دعوت مردم به دین عیسوی نیز شدیدا به دولت شکایت نمود.

بنابراین تحصن در قنسول‌خانه یک کشور استعماری، می‌توانست به‌اندازه‌کافی خمامی را نسبت به کسانی که مبادرت به این‌کار کرده بودند، بدبین کرده باشد؛ خصوصاکه اقدام بعد از مشروطه دولت روس به اعطای کمکهای مالی به مردم، با مخالفت گسترده علمای رشت مواجه شد.

مورد دیگری که موجب دلگیری آیت‌الله خمامی از بسیاری از مشروطه‌خواهان تندرو گردید، رفتار غیراسلامی و غیراخلاقی این گروه از مشروطه‌خواهان بود؛ چنانکه در متن تلگراف خمامی در صفر سال ۱۳۲۵٫ق ــ که در مجلس قرائت شد ــ آمده است: «حاج خمامی به‌طور قهر عازم طهران [گردید]، علمای دیگر هم حرکت می‌کنند. [ایشان] رنجش از حاج‌آقارضا (رئیس انجمن مشروطه گیلان) و انجمنهای متعدده، خاصه از اشخاص مفت‌خور که باعث مفسده هستند، دارند.»

مساله فساد بعضی از اعضای انجمن مشروطه، بر هیچ‌‌کس پوشیده نبود. رابینو می‌نویسد: «انجمن در تمام کارها مداخله می‌کند، حتی در میرابی سفیدرود و خریدوفروش پیله.» همچنین عبدالله مستوفی درباره سران مشروطه گیلان خصوصا عبدالحسین‌خان‌ معزالسلطان (که پس از فتح تهران لقب «سردار محیی» یافت) و میرزاکریم (پسرهای حاج‌محمد رشتی) می‌گوید: اینان «با ظلم و استبداد مضاعف خود مردم را از آزادی می‌رماندند و مرتجع می‌تراشیدند.»

و بالاخره مهمترین دلیل جدایی خمامی از مشروطه‌خواهان سکولار، تلاش خمامی در اسلامی‌کردن مجلس شورای ملی بود؛ چراکه به‌دنبال فعالیت شیخ‌فضل‌الله نوری در مرکز، آیت‌الله خمامی نیز در گیلان به‌همراهی قشر عظیمی از طلاب و علمای گیلان تلاش کردند به تحقق مشروطه مشروعه کمک کنند. در این مسیر، هماهنگی و همکاری خمامی با شیخ‌فضل‌الله بسیار نزدیک بود. ملک‌زاده می‌نویسد: «درهمین‌زمان حاجی‌میرزاحسن، مجتهد معروف تبریز که با مشروطه‌خواهان آن سامان به مخالفت برخاسته بود و حاجی خمامی که از علما و متنفذین گیلان بود و مخالف با مشروطه بود، به تهران وارد شدند و… با حاجی‌شیخ‌فضل‌الله همدست شدند و به طرفداری از مشروطه مشروعه و مخالفت با مشروطه‌خواهان [سکولار] قیام کردند.» ناظم‌الاسلام کرمانی نیز می‌گوید: «روز بیست‌وسوم محرم ۱۳۲۵٫ق در رشت، حاجی خمامی که از علماء رشت است، بنای مخالفت [با مشروطه] را گذارده و مردم را تحریک به … ضدیت با مجلس می‌نماید.»

لینک کوتاه :

اخبار مرتبط

نظرات

بدون نظر