شهریور ۲۰, ۱۳۹۹ کد خبر : 65465 استان‌ها بین‌الملل پربیننده ترین ها خبر سیاسی گزارش ویژه گیلان نسخه چاپی نسخه چاپی
سرویس سیاسی جاهدخبر- مجتبی وهابی، مدیرمسئول رسانه های پایگاه های خبری جاهدخبر، آوای نزدیک، نشریه نقش گیلان و مجله مهرشمال:

وجه تشابه انتخابات ۱۴۰۰ ایران با انتخابات ۲۰۲۰ امریکا

وجه تشابه انتخابات ۱۴۰۰ ایران با انتخابات ۲۰۲۰ امریکا

سیزدهمین دورهٔ انتخابات ریاست‌جمهوری ایران در یکی از جمعه‌های خرداد ۱۴۰۰ برگزار خواهد شد و در جریان آن هشتمین رئیس‌جمهوری اسلامی ایران با آرای عمومی انتخاب می‌شود. این انتخابات برای هر دو جناح های سیاسی کشور اهمیت فزاینده‌ای دارد. برخی مایل هستند با کسب پیروزی روند حضور خود در قدرت را تداوم بخشند و گروهی نیز تمایل دارند دوباره کنترل مهم‌ترین نهاد انتخاباتی کشور را به دست گیرند و قدرت را یکدست سازند.

انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۴۰۰، به معنای آغاز تحرکات دستگاه بوروکراسی کشور برای برگزاری انتخابات است، تحرکاتی که البته خیلی زود به عرصه سیاسی هم کشیده خواهد شد.

در حالی‌که بازار انتخاب در ایران گرم شده و هر روز صحبت از کاندیداهای جدیدی است وضعیت انتخابات آمریکا با وجود مشکلاتی که دولت ترامپ با آن درگیر شده و تنها چند هفته به برگزاری آن مانده به مراتب پرهیجان‌تر است.

اکنون وضعیت به جایی رسیده است که به‌نظر می‌رسد حتی ارباب سیاست و قوای سایه در آمریکا نیز در انتخابات و حمایت کاندیدای درست دچار تردید شده‌اند.

از سویی انتخابات آمریکا می‌تواند آغازگر مبنای جدیدی از روابط تا برخوردهای سیاسی و حتی نظامی  بین آمریکا و ایران در چند سال آینده باشد که پس از زیرپا گذاشتن برجام توسط آمریکا روند روبه‌فزونی داشته است. در حقیقت انتخابات امریکا در پاییز امسال می‌تواند عواقب سخت‌تری از شیوع کرونا در بهار ۹۹ برای کشور در زمینه‌ها یمختلف سیاسی، اقتصادی و… ایجاد کند.

رقابت بین ترامپ و جو بایدن اوج و فرود زیادی را تجربه کرده و با وجود منش متفاوت هر کدام از این نامزدها امکان تغییر زمین بازی بین ایران و آمریکا در عرض مدت کوتاهی پس از انتخابات آمریکا به‌راحتی ممکن است.

نتایج این انتخابات به‌قدری مهم است که می‌تواند بر انتخابت ۱۴۰۰  و آرایش مهره‌های سیاسی و برنامه‌های بلند‌مدت و حتی کوتاه‌مدت ایران تاثیر مستقیم  گذاشته و کشور را دچار چالش‌های جدیدی کند.

انتخاب جاری آمریکا یک مسئله اساسی برای ایران است و باید برنامه و نگرش راهبردی و قابل تحققی در مواجهه با گزینه انتخابی و احتمالات پس از انتخابات نوامبر در رویکردهای مسئولان نظام وجود داشته باشد.

 بطورمعمول نتایج انتخابات ریاست جمهوری آمریکا بر منافع و مصالح کشور ما همواره اثرات گسترده ای دارد. اکنون هم با آثار عمیق و متنوع برجام که پرچالش‌ترین مسئله در سیاست‌های منطقه‌ای و جهانی را میان طرفین ایجاد کرده است، مدیران کشور نیز باید به صورت هماهنگ دارای راهبردی باشد که مشخص کند چگونه می‌توان از منافع گوناگون کشور محافظت کرد.

بطور معقول در مواجهه با نتایج انتخابات آمریکا راهبرد مناسب برای ایران باید به‌نحوی کلان و جامع‌ الشرایط باشد که فارغ از نتیجه انتخابات قادر به تامین بیشترین منافع و کمترین هزینه ممکن برای ایران باشد. لذا برای طراحی و ترسیم چنین راهبردی ابتدا باید آثار قابل تصور آن چه منفی و چه مثبت در انتخاب احتمالی جو بایدن یا دونالد ترامپ را بر  شرایط ایران بررسی کنیم.

البته شرایط مذکور در جامعه آمریکا تحت تاثیر نوع مدیریت دولت ترامپ در مقابله با کرونا ویروس و اثرات منفی آن بر اقتصاد آمریکا و نیز اعتراضات دامنه‌دار تبعیض‌نژادی، اجتماعی، اقتصادی و حتی فضاسازی‌های سیاسی و رقابتی جاری در خصوص  مسائل پیدا و پنهان ترامپ با چین، روسیه و اتحادیه اروپا ایجاد شده است.

در سیاست خارجی حکایت بسط و قبض‌ها یا شکاف‌های متعدد بین‌المللی به‌ویژه در موضوع ایران و همچنین افشاگری‌های جان بولتون از اقدامات ترامپ، به‌گونه‌ای است که به‌نظر می‌رسد موقعیت ترامپ با تزلزل مواجه  شده است. درست است که برخی نظرسنجی‌ها بیانگر کاهش اقبال آرای ترامپ است، ولی به تجربه می‌توان گفت که در یک فضای متحول سیاسی از جمله در صحنه‌های رقابت انتخاباتی تمرکز بر نظرات مطلق، قابل اتکا و شایسته نیست. پس انتخاب مجدد دونالد ترامپ به ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا و تبعات و پیامدهای آن بر مسائل ایران موضوعی دور از انتظار نیست و حتما باید در استراتژی روابط خارجی کشور با دقت مورد توجه باشد.

آثار و تبعات انتخاب مجدد ترامپ در نوامبر وابسته به شرایط ۴ ماه آینده است ولی بعضی از مهم‌ترین آنها را می‌توان در استمرار و گسترشِ سیاست فشار حداکثری علیه ایران، افزایش احتمال بروز تظاهرات نظامی و امنیتی با ایران، احتمال تزلزل در پایگاه‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ایران و تضعیف فرصت‌های چانه‌زنی در تدابیر و اقدامات دیپلماتیک در نظر گرفت.

البته نباید از تحقق فرصت‌های مناسب برای ترمیم شکاف‌ها میان آمریکا با چین، روسیه و اتحادیه اروپا نیز که منجر به کاهش همکاری بیشتر آنها با ایران می گردد چشم‌پوشی کرد. حتی این تحولات می‌تواند زمینه‌ساز حضور دولتی در انتخابات ۱۴۰۰ ایران شود که مخالف اقدامات دیپلماتیک و مذاکره احتمالی با آمریکا باشد.

 

با توجه به نگرش اقتصادی حاکم بر منش  و رفتار ترامپ، به‌نظر نمی‌رسد که او ذاتا تمایل و یا باوری به درگیریِ عملیِ نظامی داشته باشد. رفتار ترامپ در پرونده کره شمالی، فراز و فرودهای متعدد آمریکا در سوریه، قول و قرارهای او با مردم آمریکا در پرهیز از هزینه کردن منابع آنها برای امنیت سایر کشورها، تلاش‌های فریبنده او در جذب نقدینگی کشورهای عربی که تاکنون و به‌دور از درگیری‌های نظامی منجر به دریافت‌های کلان از حاکمان عرب گردیده است، شخصیت ترامپ را بهتر از قبل به ما معرفی کرده است.

در مقابله با ایران و به‌دنبال خروج از برجام هرگاه تنش‌ها افزایش یافته و فضای فیمابین امنیتی شده است؛ سپس بلافاصله شاهد کاهش سریع در منازعات متقابل بوده‌ایم، اینها موارد قابل‌توجهی در کارنامه و رویکرد چهارساله ترامپ است.

ترامپ بسیار علاقه‌مند به فروپاشی نظم‌های جاری است تا یک نظم جدید را به‌نام خویش بازسازی نماید، تمام توجه ترامپ بر محدودیت‌سازی برای رقبا از طریق اعمال تحریم‌ها و سیاست‌های برگرفته از موضوع قدرت است. چین، روسیه و ایران همواره در تیررس این سیاست او قرار داشتند.

جدیدترین اقدامات ترامپ شامل تهدید به قطع روابط با چین و بخصوص تصویب یک طرح در کنگره برای نظارت کامل کنگره بر مباحث احتمالی در توافق برجام است، به‌نحوی‌که دولت‌های بعدی نتوانند تغییری در آن ایجاد کنند.

 

البته ترامپ در چهار سال پیش رو از سوی حزب متبوعش ملزم به انجام کارکردهای سازنده برای حفظ و تقویت بسترهای رقابتی در صحنه سیاست و قدرت آمریکا نیز هست.

نکته کلان در سیاست جهانی این است که دنیای کنونی درگیر دوره گذار است و رفتار آمریکا نیز بر آن بسیار موثر است. دوره گذار به‌طور طبیعی آبستن حوادث فراوانی است. حدود ۷۵ سال از آخرین جنگ جهانی گذشته است و دو دگرگونی بزرگ در نظام جهانی را شاهد بوده‌ایم که بسیاری از استراتژیست‌ها صحنه‌های رقابت و دگرگونی در روابط قدرت‌ها را مقدمه جنگ سوم جهانی می‌دانستند؛ اما آمریکایی‌ها مدعی مدیریت بحران‌های جهانی و مقابله با جنگ فراگیر بوده‌اند. لذا اکنون نیز تئوریسین‌های آمریکایی به‌خوبی می‌دانند که هرگونه درگیری مستقیم و دامنه‌دار نظامی با کشورها و قدرت‌های موثر حتما بسیار فراگیر و غیرقابل کنترل خواهد بود.

اصولا مذاکرات و دیپلماسی در مسائل بین المللی  یک پروسه طبیعی و جاری به‌ویژه در روابط با قدرت‌ها است. البته جدیت در پیگیری و انجام آن مستلزم درکِ یک نیازمندی متقابل است تا دستور کار مذاکرات به‌نحوی عادلانه و با مشارکت طرفین تنظیم گردد.

 

هرگونه تدبیر و تلاش در مسائل ایران و آمریکا زمانی میسر است که اصل این موضوع را طرفین در قالب یک پروسه رایج در فضای بین‌المللی مورد توجه قرار دهند نه آنچنان که در طی ۴۰ ساله اخیر این موضوع همواره در بین جریان‌های قدرت، در هر دو کشور، به‌صورت یک پروژه هدفمند مطرح شده است.

 

مع‌الوصف تردیدی وجود ندارد که رای مجدد ترامپ، لااقل از دیدگاه شخص وی تاییدی خواهد بود بر ادامه سیاست فشار حداکثری علیه ایران، به همین خاطر ترامپ در دور دوم ریاست جمهوری خود و با هدف شیردوشی مناسب از رقبای منطقه‌ای ایران با فراغ بال بیشتری به فشارهای خود ادامه خواهد داد.

حتی بخشی از فعالیت‌های تیم ترامپ در موضوعات مربوط به ایران می‌تواند با هدف ترسیم یک تهدید امنیتی از رفتار و چهره ایران برای مردم و کشور آمریکاتعریف شود که این یک تجربه عملیاتی بسیار موثر در زمینه اجماع‌سازی داخلی تحت عنوان مقابله با تهدیدات ملی تعریف میگردد و هم سبب جلب آرای لازم میشود.

با بررسی نگاه متفاوت حزب دموکرات و کاندیدای آنها جو بایدن و با توجه به حضور گسترده باراک اوباما در هدایت کاندیدای دموکرات‌ها، پیروزی وی می‌تواند به تغییراتی در سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا نسبت به ایران و افزایش احتمال شکل‌گیری دور جدیدی از مباحث دیپلماتیک میان ایران و آمریکا منتهی شود.

اما با سنگ بنای بسیار پیچیده و متعددی که در مسائل طرفین وجود دارد، دور از واقعیت است که تصور کنیم جو بایدن، اقدام به ایجاد تغییراتی سریع و موثر در سیاست فشار حداکثری ترامپ در قبال ایران خواهد کرد. زیرا دموکرات‌ها هم در قبال موضوعاتی همچون سیاست‌های منطقه‌ای و برنامه‌های تسلیحاتی ایران واکنش‌های منفی دارند.

در رابطه با نحوه اثرگذاری حضور بایدن در کاخ سفید بر ایران، باید اشاره شود که جدای از موضوع تضمین عدم دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای، هدف دولت اوباما از توافق هسته‌ای با ایران فراهم آمدن زمینه مناسب برای حل تدریجی و گام‌به‌گام سایر مشکلات و اختلافات میان ایران و آمریکا بوده است و این موضوع هم به نحوی در دیباچه برجام مورد اشاره قرار گرفته است. در آنجا نیز ذکر شده که کشورهای ۱+۵ انتظار دارند برجام به صلح و امنیت منطقه‌ای و بین‌المللی کمک کند.

بنابراین حتی در صورت انتخاب شدن بایدن در نوامبر آینده، ایالات متحده آمریکا نسبت به سیاست منطقه‌ای ایران و تنش‌های حال حاضر خاورمیانه حساسیت ویژه خود را خواهد داشت.

به احتمال قوی حضور بایدن در کاخ سفید می‌تواند گسل فعلی میان اروپا و آمریکا را ترمیم نماید و این یعنی اینکه همراهی بیشتری میان سیاست‌های دو سوی آتلانتیک در قبال ایران را شاهد خواهیم بود.  فراموش نکنیم که یکی از دلایل موفقیت اوباما در سیاست خارجی خود در قبال ایران اجماعی بود که رئیس جمهور پیشین آمریکا توانسته بود علیه ایران ایجاد کند.

بایدن در قامت رئیس جمهوری آمریکا و عزم دولت او  با عبور ایالات متحده از دوران ترامپ و ایجاد تغییرات در سیاست خارجی آمریکا، ایران را در شرایطی جدید قرار خواهد داد. شرایطی که  اروپا و حتی روسیه و چین نیز از ایران جز ورود به مذاکره و گفتگو برای حل مشکلات خود انتظاری نخواهند داشت و همین مساله به تدریج قدرت چانه‌زنی و اجماع طرف‌های مقابل ایران را افزایش خواهد داد.

بطور کلی اکنون شرایط به‌گونه‌ای است که به‌نظر می‌رسد ایران در آینده چاره‌ای جز حرکت سنجیده بسوی مذاکره در پیش نخواهد داشت؛ ولی مسئله اصلی این است که با گذر زمان شرایط برای مذاکره ایران و آمریکا سخت‌تر می‌شود، به‌ویژه به‌دنبال دگرگونی‌های هدفمند در نگرش‌ها و گزارش‌های‌ سازمان بین‌المللی انرژی اتمی و تغییرات چشمگیر در گزارش‌های دبیرکل سازمان ملل وتروئیکای اروپا در آینده حتی با فرض انتخاب شدن جو بایدن، اوضاع برای ایران به مراتب دشوارتر می‌گردد.

در موضوع شائبه طول و دراز نامناسب بودن زمان مذاکره که عمدتا نشأت گرفته از همان نگرش پروژه‌ای جریان‌های ذینفع است، مرور رخدادهای چهار سال گذشته بیانگر این مسئله است که با اصرار بر موکول کردن مذاکره به آینده و تحت شرایط بهتر نه‌تنها شاهد شکل‌گیری وضعیت بهتری در روابط میان ایران و آمریکا نبوده‌ایم بلکه وضعیت موجود میان دو کشور به مراتب متشنج‌تر شده و حتی با زیان بیشتر برای ایران همراه بوده است.

گذر زمان و رخدادهایی چون خروج آمریکا از برجام، قرارگیری سپاه در لیست تروریستی آمریکا و نیز ترور شهیدسلیمانی شرایط را اگرچه به نفع آمریکا تغییر نداده؛ اما قطعا به نفع ایران نیز تغییر نداده است.

اکنون با توجه به بن‌بستهای جاری در فضای سیاسی آمریکا و نیاز جدی ترامپ به ایجاد تحرک و هیجان در کمپین انتخاباتی خود، این مساله می‌تواند امتیازاتی را در زمینه رفع برخی تحریم‌ها برای ایران به‌همراه داشته باشد و بخصوص در صورت انتخاب مجدد ترامپ این مسیر حتما آثار بیشتری دارد. اما با انتخاب جو بایدن به‌عنوان رئیس جمهور آمریکا و بازگشت دو کشور به مذاکرات، دیگر ابتکار عمل صرفا در اختیار بایدن نخواهد بود و اساس بر اجماع می‌باشد.

سیمای اقتصادی و سیاسی جهان امروز به قسمی تغییر کرده است که پس از روشن شدن برد و باخت انتخابات ریاست جمهوری امریکا و تکیه زدن ترامپ و یا جوبایدن برکرسی قصر سفید، فصل جدید تضادهای چهره می گشایند که قدرت های بزرگ و قدرت های منطقه ای در مناطق پیرامونی به روی هم می زند. امریکا به پایان دوران خود نزدیک و نزدیکتر می شود. خصلت ساخت اقتصاد سرمایه داری جهانی حاکم برنظام بین المللی قسمی تغییر ماهوی کرده است که قدرت صدور سرمایه از غرب به شرق منتقل شده که غول زرد با ذخیره ارزی بیش از ۳ تربلیون دالر حرف اول را در اقتصاد سرمایه داری و صدور سرمایه به اکناف جهان را می زند و در پی تغییر چرخه مناسبات سرمایه داری حاکم برنظام بین المللی است که هنوز ۲۰۰ بانک و شرکت غول پیکر بانکداران بین المللی در راس آن بانک مرکزی امریکا، که قدرت چاپ پول و ذخایر طلا را در دست دارند، چرخه را می چرخانند.

لینک کوتاه :

اخبار مرتبط

نظرات

بدون نظر