آگوست 22, 2017 کد خبر : 2810 اجتماعی پربیننده ترین ها خبر خبرهای مهم عناوین کل اخبار گزارش ویژه گیلان نسخه چاپی نسخه چاپی

شهر من ؛ زخم هایت رنجی است برجان !

جاهد خبر – راحله علیزاده – شهرمن ، این روزها هربار که در خیابان های خسته و بی روحت قدم می زنم دلم بیش از پیش برای این همه ویرانی ات می سوزد و پاسخی بی سوال که به راستی چه کسی این ویرانی ها را خواهد ساخت !

مقایسه شهرهای بزرگ جهان که نه  ، شهرهایی در استان های دیگر با رشت و اثبات  محروم بودن شهرم  از ابتدایی ترین زیبایی ها دلم را بیشتر می رنجاند .

راستی گفتم ابتدایی ترین زیبایی ها ! حتی دیگر یدک کشیدن نام کلانشهر هم دلم را می رنجاند که جز سنگین کردن نام رشت چیزدیگری برایش نداشته است و شاید بودجه هایی که معلوم نیست  در کجا صرف می شوند وشاید هم  از درکم خارج باشد .

امروز شاید خیلی عجیب باشد که از شهرم که در شمال کشور  و آب و هوایی مرطوب قرار گرفته انتظار زیبایی های طبیعی داشته باشم که از همین زیبا یی های اولیه هم محروم  مانده است !

راستی شهر من دلم برای میدان شهرداری ات هم خیلی تنگ شده ، همان میدانی که حال وهوای قدمت داشت و امروز آنقدر دسترسی اش سخت شده که دیر به دیر گذرم به آنجا می افتد !شایدهم دیگر رغبتی برای رفتن به میدان شهرداری نیست ،چرا که  دیگر حال وهوای قبل را ندارد ؛ سنگ فرش نامتناهی و بی روح اش دلم را می گیرد ! شهر من براستی سهم تو از زیبایی همینقدر بوده ؟!من بعید میدانم شهری  با این قدمت فرهنگی سهم اش از زیبایی های خلاقانه ، آدم های سنگی بی سروتهی باشد که در خیابان علم الهدی به آدم زل زده اند !

یا شهری  که سرشار از غذاهای متنوع و چاشنی های بی نظیر است ، سهم اش پر از گاری های دستفروش فلافل و کباب های غیر بهداشتی  باشد که بدون هیچگونه نظارتی بیماری برتن همشریانم می نشاند !

نه ! شهر من بی شک این حق تو نبوده و نیست ! به قطع بگویم در حق ات اجحاف شده … شهرمن برایت آرزو دارم که اگر فرصت نشد آبادانی ات را به  چشم ببینیم، فرزندانمان روزی شایستگی درخور تو را ببینند…

ببینند که شهر من ،  شهر انسان های  خوشفکر و هنرمندی است که می توانند با هنرهای خلاقانه شان زیبایی هایت را به رخ جهان بکشند…

شهر من شاید روزی برسد که  از این رخوت خارج شوی ؛ از این خیابان های بی روح پر دست انداز ، از این همه آلودگی و نازیبایی … شهرمن برایت دوباره رودخانه زلال آرزو دارم و زیبایی هایی که کلاه از سر آدم ها بیندازد !

اما شاید چه آرزوهای دور دستی باشداین آرزوها ! متاسف میشوم که شاید هم دیگر هیچ وقت به دادت نرسند ! شاید هیچ گاه ، هیچ کس تو را آنطور که باید نبیند ! اینجا پرشده از حاشیه ها !

شهر من متاسفم که این روزهای تو پرشده از نازیبایی و آدمهایی که  تنها زیبا سخن می گویند!

لینک کوتاه :

اخبار مرتبط

نظرات

بدون نظر