سپتامبر 20, 2017 کد خبر : 3068 پربیننده ترین ها خبر عناوین کل اخبار فرهنگی گزارش ویژه نسخه چاپی نسخه چاپی

چالش مدیران بومی یا مدیران غیر بومی !؟

جاهدخبر – دکترسید حجت مهدوی سعیدی – استاد دانشگاه- مساله اصلی سیاست ورزی در ایران امروز نشناختن امر صادق از امر کاذب است و چه آشوب ها که گاه از همین نشناختن ها متوجه ملت می شود !در جغرافیای سیاست باید توجه داشت که اصولا سیاست با “امر سیاسی” تفاوت بارز دارد ،لذا نمیتوان و نباید این دو مقوله متفاوت و متمایز را ناشیانه یک کاسه نمود و یکسان گرفت !

 

 

امر سیاسی  در ذات خود بنیادهای فلسفی و فکری را در آماج خود قرار می دهد و زیر ساخت های سیاست ورزی را مورد واکاوی ونکته سنجی های خود قرار می دهد، بواق همان چیزی که امروز در مباحث الهیات سیاسی فیلسوفانی چون کارل اشمیت آنرا بنحو کلاسیک مطرح است .

سیاست را می توان در یک گزاره کوتاه سلیس و ساده به معنای “تدبیر نمودن ”  معنا نمود .

وقتی از سیاست با این توضیح سخن می گوییم ، مرادمان تدبیر روا داشتن در اضلاع و ارکان راستین حکومت است . چنان که معلم اول جناب ارسطو آورده است، انسان “جانوری سیاسی” است پس نمی توان از سیاست ورزی غافل و آسوده بود و کار عظیم آنرا با تشبثات بسیار فرو نهاد !

بلکه  باید برای قوام و دوام هر کار ی  بناچار  سیاست و امرسیاسی را جدی گرفت و همه قوای ذهنی و عینی خود را در خدمت اثبات و اصلاح  ساختارهای پر موز وغموض آن گماشت.

سیاست مداری و سیاست  ورزی منطقا از اصناف نظام مدیریتی هر جامعه ای محسوب می شود و از همان پارامتر و مولفه های متخذ ومقنبس از ساختار مدیریتی  هر جامعه  تبعیت می کند .اساسا این فرهنگ عمومی هر جامعه است که نحوه تامل نمودن بر اجزای حاکمیت مانند سیاست،اقتصاد، روابط بین الملل و… را در نهایت به ما دیکته وتحکیم  می نماید ،هیچ حاکمیتی به این لحاظ فاقد و فارغ از نوعی  سیاست گرایی نبوده و نیست هرچند که سوء تدبیر حاکمان وعاملان مضایق  و معاذیر فراوانی را برای او به بار آورد!

بهرحال به تعبیر حافظی ” کار ملک است آنکه تدبیر و تامل بایدش”  روایتی مستند در جوامع روایی شیعه و اهل تسنن از نبی مکرم اسلام (ص) بااین مضمون نقل شده است که ، من نسبت به امتم هرگز از فقر و استیصال مالی نمی هراسم اما از سوء تدبیر آنان در هراسم !

سیاست در جهان معاصر با ویژگی ها و پیچدگی های بسیار ،البته معرفت و مهارت خاص خود را الزام واقتضاء می کند ،لذا نباید آن را خرد گرفت ،یبک شمرد و زمام آن را به بهانه های واهی به اشخاص جاهل و کار ناآزمود سپرد !

می توان گفت در کشور  و نظام بورکراتیک ما به وجه اغلبی و حتی سیستمانیک  پدیده گردش نخبگان رعایت نمی شود و افراد  گاه همچنان به شکل توارث و تسلسل خانوادگی و قومیت گرایی تا دیر زمان بر مسند قدرت خود باقی می مانند  و پرپیداست چنین اسکان و استقرار مداومی، گاه  مظالم و مفاسدی جبران ناپذیر به دنبال خواهد داشت!

وقتی صاحب منصبی بر کاری گماشته می شود باید در  وجه اول افراد پاک دست، صاحبنظر و مجرب را در خدمت دستگاه درآورد تا کارها بر مدار و قرار طبیعی خود جریان یابد  تا مردمان بر مسند آسایش و آرامش نشینند ،طبعا ورود افراد خام،بی تجربه و  گاه ویژه خوار ،در مناصب ومصادر کلیدی  که متاسفانه در طول این سالها به یک اپیدمی هولناک در آمده است ، خطرات وخسارات فراوانی  را نصیب نظام وانقلاب ما کرده است

به تعبیر حکیم فردوسی،

سر  ناکسان را برافراشتن

و ز آنان امید بهی داشتن

سر رشته  خویش گم کردن است

به جیب اندرون مار پروردن است!

باید تفطن داشت که چگونه در سپهر سیاست مداری گاه بنحو مرموزی ،سر رشته کم وگم می شود !؟

البته ،علت جویی این  ماجرا  عرض عریضی دارد که استیفای آن  در این یاداشت کوتاه چندان  مقدور نیست ! بنابراین  تنها به یک مورد آن  در اینجا اشاره می شود .

مثلا، گاه در ارتباط با انتصاب مدیران  در کشورمان مباحث بیراهه و غلط افکنی مطرح می شود که  چون موجی راه را بر تصمیمات صواب می بندد  وهمه چیز را تا دیر زمانی مکدر و مشوه می کند ! مانند اینکه  همه  مناطات و ملاکات به یکباره اسناد و ارجاع به بومی بودن فرد مدیر می شود !

گویا که اگر مدیری بومی به درآید با  صاحب نفس مسیحایی وید بیضایی خو یش معجزاتی بر کیوان می زند  !

انصافا، کیست که نداند همه ما از یک کشور و  برخوردار از فرهنگ و تمدن ایرانی واسلامی هستیم ، همگی دغدغه و اهداف  واغراض مشترک و واحدی باخود بهمراه داریم.، لذا با این وصف و وضع ، منطقا چندان مهم نیست که مدیران استان، به حتمیت وقطعیت  بومی یا غیر بومی باشند !طرح چنین فرعیات وهفوات فرساینده ای ما را معطل خود نموده و حواسات ما را از توجه به مسایل حساس تر و حیات تری کشور  باز نگه می دارد !

بلکه آنچه بالضروره  دراین راستا اینک بسی احایز اهمیت است توجه جدی وجمعی به این نکته  بدیهی میباشد که مدیران اجرایی ما بواقع واجد ویژگی ها و پرنسیب لازم و کافی برای اعمال مدیریت های کلان و استراتژیک در جایگاه رفیع خود باشند و بتوانند  با حدت ذهن و داشتن نقشه راه درست  و هکذا بهره گیری روشمند از دستیاران و مشاوران  هوشمند ،در همدلی و همراهی با دولت مستقر  و مهمتر از همه  در جانبداری قولی وعملی از حقوق مشترک آحاد جامعه، از خود  لیاقت ،توانمندی و کارآمدی مثبت نشان دهند ،حال اگر چنین صفات و سجایایی ناب ونادر در مدیری بومی فراهم آید باید آنرا به فال نیک.گرفت و به خود و به او گفت، هوالمراد و نعم المطلوب

و گرنه باید با آغوش باز در انتظار و استقبال مدیری نشست که واجد چنین نگاه بلند و حامل چنان اوصاف مسعودی باشد.

دکتر روحانی در جلسه هیت دولت هفته پیش ، با تأکید بر اینکه همه مسئولین در رده‌های مختلف باید به اعتدال، توجه کنند، اظهار داشتند:

“مسئولین همچنین باید به شایسته‌سالاری توجه جدی داشته باشند و تمام انتخاب‌هایشان باید بر مبنای شایستگی انجام بگیرد و نباید موضوعاتی مانند اقوام، دوستان و آشنایان، تأثیری در انتخاب‌هایشان داشته باشد. ضمن اینکه هرکس از شایستگی بیشتری برخوردار است، ‌ شرعاً نیز حق با اوست و باید مسئولیت را برعهده بگیرد”

لینک کوتاه :

اخبار مرتبط

نظرات

بدون نظر