واقعه ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ (اوت ۱۹۵۳)، رویدادی از این نوع است که با مداخله مستقیم و علنی دو دولت خارجی، برای سرنگون کردن یک دولت ملّی انجام گرفت و به کودتای ۲۸ مرداد شهرت یافت.
اسنادی که درباره این کودتا سالها بعد از سوی سازمان جاسوسی آمریکا و انگلیس تحت عنوان اسناد از طبقه بندی خارج شده، منتشر شد نشان داد مریکا و انگلیس هر دو و با اهدافی برنامهریزی شده در جهت تسلط بر ایران مستقیما” در این کودتا دست داشتند.
آمریکا در کودتای ۲۸ مرداد اهداف بلند مدتی را برای استمرار نفوذ خود در منطقه مدنظر داشت. برخی نظریه پردازان اظهار کرده اند که انگیزه اصلی از طراحی کودتا در ایران فراهم کردن زمینه تثبیت منافع شرکتهای نفت آمریکایی در ایران بوده است.
روزنامه «کریسچن ساینس مونیتور»، چاپ آمریکا در گزارشی مینویسد:
«بدون تردید اگر حکومت مصدق سقوط نمیکرد، طی یکی دو ماه حکومت انگلستان ساقط میشد و دولت بعدی ناگزیر بود نرمش بیشتری با حکومت مصدق نشان دهد تا مسئله نفت ایران را به طرز انسانی و دنیا پسند حل کند و انگلستان را از بن بستی که برایش به وجود آمده خارج سازد.»

براساس اعتراف آمریکاییها، که در اسناد منتشر شده توسط سازمان سیا (CIA) و وزارت خارجه آمریکا در ژوئن سال ۲۰۰۰ منعکس شده است، نمایندگان دستگاه امنیتی انگلیس، موضوع براندازی دولت مصدق و جایگزین کردن یک حکومت کاملا وابسته را به نمایندگان سیا پیشنهاد کردند که با پاسخ مثبت آمریکاییها در مارس ۱۹۵۲ مواجه شدند.
واقعیت مسئله اما دارای لایههای پیچیدهتری است. در واقع زیر پوشش این مداخله طرحهای بلندمدت در قالب استراتژی آمریکا مبتنی بر مداخله امنیتی و سیطره نظامی بر منطقه طراحی شده بود.
کرمیت روزولت، در این باره میگوید:
“کودتای ایران نخستین عملیات مخفی علیه یک دولت خارجی بود که بوسیله «سیا» در ماههای آخر حکومت ترومن تنظیم شده بود.”
نگاهی به اقدامات قهرآمیز آمریکا و طراحی توطئههایی نظیر مداخله نظامی شکست خورده در طبس و کودتای نافرجام «نقاب» بعد از پیروزی انقلاب نشان داد که آمریکا سیاست براندازی را همچنان بعنوان راهبرد اصلی خود بر نفوذ در منطقه حفظ کرده است و این سیاست مختص ایران نیست. البته با این تفاوت که، آمریکا برای نفوذ در ایران تلاشهای فراوانی کرده است که طراحی و اجرای کودتای ۲۸ مرداد یکی از این موارد است.
باراک اوباما، رییس جمهور پیشین آمریکا به طور صریح به نقش این کشور در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ که منجر به سقوط دولت ملی دکتر مصدق و تحکیم پایههای قدرت شاه در ۲۵ سال بعد از آن شد، اعتراف کرد.
اوباما در سال ۲۰۰۹ طی سخنرانی خود در دانشگاه قاهره به این موضوع اشاره کرد و در سخنرانیاش در مجمع عمومی ملل متحد در سال ۲۰۱۳ نیز دخالت آمریکا در ایران را تایید کرد.
اوباما همچنین در کتاب خود با عنوان «جسارت امید» که در سال ۲۰۰۶ و در دوره سناتوری خود نوشته است به کودتای ۲۸ مرداد اشاره کرده و این اقدام را به عنوان نشانهای از مداخلات بیش از حد دولت آمریکا در امور داخلی دیگران و ایجاد اتحاد با کشورها به وسیله حمایت از یک دولتمرد مقتدر دانسته است.
ملت ایران تجربههای زیادی از رفتار خصمانه آمریکا دارد. بعنوان مثال ماجرای طبس؛ که مقدمه برای یک اقدام نظامی از سوی آمریکا علیه ایران بود در سالهای نخست پس از پیروزی انقلاب اسلامی طراحی شد اما در همان آغاز شکست خورد.
ماجرای طبس متجاوز بودن آمریکا را یکبار دیگر به تصویر کشید. در حالیکه رفتار آمریکا پس از ماجرای طبس بازهم نشان داد که درسهای لازم را از گذشته نگرفته است.
خصومتورزی آمریکا علیه ایران هیچگاه متوقف نشد. هر یک از این ماجراجوییها سندی از تجاوزگری و لکهننگی در تاریخ سیاست خارجی آمریکا است.
«برنی سندرز»، نماینده حزب دموکرات در مصاحبه با شبکه «سی ان ان» درباره مداخله آمریکا در کودتای ۲۸ مرداد میگوید:
“سرنگونی (مصدق) نخست وزیر انتخاب شده طی فرایند دموکراتیک در ایران، فاجعه بود؛ بنابراین، تصور نمیکنم آمریکا به لحاظ قانونی یا اخلاقی حق داشته باشد دولتها را سرنگون کند و این تلاشها اغلب نتیجه عکس داشته و بیثباتی بسیاری را در مناطق مختلف به بار آورده است.”
سیاستهای ضد ایرانی آمریکا از سالهای آغازین دهه ۱۹۵۰ میلادی یعنی در زمانی که کوتای ۲۸ مرداد؛ انجام شد تاکنون در چند مرحله باز طراحی شده است.
کودتای ۲۸ مرداد نشان داد که تحلیل رفتارهای سیاسی آمریکا در قبال ایران باید به اهداف منطقهای توجه بیشتری کرد. زیرا آمریکا هیچگاه تمایل نداشته است که ایران بعنوان کشور مستقل مانع از پیشروی سیاستهای سلطه جویانه آمریکا در منطقه شود. این هدف بخصوص پس از دوران جنگ سرد از اهمیت بیشتری برخوردار شد.
اقدامات آمریکا علیه ایران با تغییراتی در چند دهه اخیر وارد بازیهای بینالمللی شد و درچارچوب موضوعاتی مانند موضوع هستهای و القای ایرانهراسی باهدف منزوی سازی ایران طراحی گردید. زیرا آمریکا بدرستی تشخیص داده است که با برخوردهای مستقیم و یا طراحیهایی از جنس کودتا و جنگ نمیتواند آسیبی به ایران وارد کند.
واقعه ۲۸ مرداد اما جدای از اهداف سیاسی مرتبط با اهداف سیاسی طراحان کودتا، ماهیت واقعی آمریکا را برای ملت ایران آشکار ساخت و از این دیدگاه بهعنوان نقطه عطفی در مداخلات بیگانگان در تاریخ ایران ثبت شد.
تاریخ روابط ایران و آمریکا در دوران قبل از پیروزی انقلاب حاکی از مداخلات علنی با هدف سلطه مستقیم بر ایران و منطقه است.
پیش از پیروزی انقلاب، مداخلات آمریکا در ایران با هدف تقویت و تثبیت نظام حاکم و سرکوب مخالفان آمریکا در منطقه دنبال میشد.
آمریکا از رژیمهای وابسته در منطقه بهعنوان پایگاهی برای اهداف راهبردی خود در رقابت با شرق استفاده میکرد اما با پیروزی انقلاب اسلامی راه نفوذ آمریکا در ایران بسته شد و با تشکیل نظام جمهوری اسلامی با شعار نفی سلطه قدرتهای استکباری؛ این مداخلهگری، به چالش کشیده شد.
به همین علت؛ پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران مجموعه دستگاههای سیاسی، تبلیغاتی، امنیتی، حقوقی و اقتصادی غرب به ویژه آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه انقلاب اسلامی بسیج شدند.
سفارتخانه آمریکا در تهران به ستاد ایجاد هماهنگی میان نیروهای مخالف انقلاب تبدیل گردید. از فردای پیروزی انقلاب یعنی از ۲۳ بهمن ۱۳۵۷ تحرکات تجزیه طلبانه آغاز شد. اسنادی وجود دارد که نشان میدهد دولت آمریکا در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی نسبت به پیشبرد طرحهای تجزیه طلبانه در ایران بعنوان یکی از راههای تضعیف نظام جمهوری اسلامی بی تمایل نبوده است.
در یکی از اسناد بدست آمده از سفارتخانه آمریکا در تهران تمایل به استفاده از ظرفیت قومیتها جهت سرنگونی نظام جمهوری اسلامی به خوبی منعکس است. در این سند که با طبقه بندی سری منتشر شده آمده است: اگر کردها، آذربایجانیها، اعراب و سایر گروههای قومی تلاشهای خود را هماهنگ کنند و در جهت مشترک سرنگونی دولت کنونی با یکدیگر همکاری و از یکدیگر حمایت کنند به عقیده ما امکان موفقیت دارند.
دولت آمریکا در زمان ریگان، همچون دورهٔ زمامداری کارتر، ارتباط خود را با گروهکهای ضدانقلابی حفظ و همچنان به حمایت و پشتیبانی از آنان ادامه داد. آمریکا برای مقابله با نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران از به کارگیری هیچ ابزاری فروگذار نکرده و گروهکهای ضدانقلاب، از تمامی طیفها، در همین راستا مورد توجه دستگاههای سیاسی و اطلاعاتی آمریکا قرار داشتهاند.
دولت آمریکا که درابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تلاش بسیاری برای حمایت از طرحهای تجزیه طلبانه گروهکهای مختلف به عمل آورد و در آن مقطع، آن چنان به موفقیت این طرحها دل بسته بود که یکی از سناتورهای آمریکایی به نام سناتور جکسون در مصاحبهای در اکتبر۱۹۷۹ ادعا کرد: «انقلاب ایران محکوم به شکست است و آن کشور در آستانه تجزیه به قطعات کوچک است.
یکی از طرحهای آنان در این زمینه «ایجاد اغتشاش همزمان» گروههای تجزیه طلب، در جهت سرنگونی نظام جمهوری اسلامی بود.
در سندی که از یکی از پایگاههای جاسوسی آمریکا در ایران کشف شد، یکی از افسران اطلاعاتی «سیا» به صراحت می گوید:
«تمام بذرهای یک جنگ داخلی در ایران کاشته شده است. ما تسلیحات زیادی در ایران داریم. گروههای زیادی در ایران همه آماده جنگ هستند. ما در آستانه موفقیت و پیروزی هستیم.»
براساس همین اسناد؛ “مایلز کاپلند” از افرادی که در تدارک کودتای ۲۸ مرداد با «کرمیت روز ولت» همکاری کرده بود، در اوایل سال ۱۹۷۹، بعنوان عضو گروهی از مشاوران بین المللی برای دیدار از مناطق عشایری و بررسی امکان شورش آنها، به ایران سفر میکند.

این اسناد نشانه ماهیت واقعی آمریکا و روی دیگر چهره آمریکاست که امروز پیشنهاد مذاکره با ایران را میدهد و در عین حال تلاش می کند به هر وسیله ای به ملت ایران صدمه بزند.
خصومت ورزیهای آمریکا ضد ایران هیچگاه متوقف نشده است و تجربه تواق هستهای (برجام) نیز نشان داد که هرگز نباید به آمریکا اعتماد کرد.
حضرت آیت الله خامنهای، رهبر معظم انقلاب اسلامی در بیانات اخیرشان در دیدار هزاران نفر از قشرهای مردم در خصوص موضوع مذاکره با آمریکا تأکید کردند: با آمریکاییها به علت وجود استدلالهای دقیق، تجربه گذشته و ضررهای فراوان مذاکره با یک رژیم متقلب و زورگو مذاکره نمیکنیم و در پرتو وحدت و همدلی مردم و مسئولان، این مرحله را به خوبی پشت سر خواهیم گذاشت.
حضرت آیت الله خامنهای با اشاره به وقیحتر و بیادب تر شدن مسئولان آمریکایی در ماههای اخیر خاطرنشان کردند: آنها قبلاً نیز ادب سیاسی و دیپلماتیک را در حرفهایشان رعایت نمیکردند اما مسئولان کنونی رژیم آمریکا به گونه ای وقیح و بی شرم و بیادب با دنیا حرف می زنند که انگار حیا را کاملاً از آنها گرفته اند.
رهبر انقلاب با اشاره به حرفهای بی ادبانه مقامات رژیم آمریکا درباره تحریم، جنگ و مذاکره گفتند: تأکید می کنیم جنگ نخواهد شد و مذاکره نخواهیم کرد.
حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: البته آنها مسئله جنگ را صریحاً مطرح نمی کنند اما درصددند با اشاره و کنایه، «شبح جنگ» را ایجاد و بزرگ کنند تا ملت ایران و یا ترسوها را بترسانند. ایشان در همین زمینه تأکید کردند: جنگی رخ نخواهد داد چرا که ما مثل گذشته هیچ وقت شروع کننده جنگ نخواهیم بود و آمریکاییها هم حمله را آغاز نمی کنند چون می دانند که صددرصد به ضررشان تمام خواهد شد زیرا جمهوری اسلامی و ملت ایران ثابت کرده اند به هر متعرّضی، ضربه بزرگتری وارد خواهد کرد.
حضرت آیت الله خامنه ای با اشاره به ناکامی مفتضحانه و حقارت آمیز آمریکاییها در حمله سال ۱۳۵۹ به صحرای طبس افزودند: آنها ممکن است خیلی چیزها را نفهمند اما احتمالاً اینقدر میفهمند که نتیجه تعرض به ایران را تصور و درک کنند. از نگاه واشنگتن هر کشوری که در مقابل سیاستهای مداخله جویانه واشنگتن بایستد و با آن مخالفت کند؛ تهدید برای امنیت منطقه و جهان محسوب می شود.
از نگاه ایران؛ اما رفتار و اقدامات خصمانه آمریکا علیه ایران نشانه همان واقعیتی است که رهبر معظم انقلاب اسلامی، در بیاناتشان به مناسبتهای مختلف و در تبیین اهداف و دشمنیهای آمریکا خاطر نشان و تصریح کردهاند آمریکا در پی فرصت برای تحمیل خواست خود به ملت ایران است و ذات آمریکای کنونی همان ذات آمریکای دوران ریگان است و هیچ تفاوتی میان دموکرات و جمهوری خواه وجود ندارد.