- جاهد‌خبر - https://jahedkhabar.ir -

تحولات افغانستان در منطقه

تحولات افغانستان در منطقه

این امر از یکسو سبب تشدید فقر و عدم توسعه یافتگی در افغانستان و در نتیجه تشدید افراط گرایی، دخالت قدرتهای بیگانه، افزایش قاچاق و تعداد مهاجران و در نتیجه ایجاد یک روند تساعدی در مشکلات بین دو کشور شده ا ست. این امر بر تداوم توسعه نیافتگی و بی ثباتی و ناامنی در افغانستان و توسعه نیافتگی در محور شرق و جنوب شرقی ایران و تهدیدات امنیت ملی برای ایران شده است. بنابراین به رغم بهره مندی ایران از موقعیت مناسب برای افغانستان، به دلیل حضور قدرتهای منطقه ای و فرامنطقه ای رقیب یا دشمن و با سطح نفوذ بالای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و امنیتی و نظامی در افغانستان، ظرفیتها و قوت های سرزمینی ایران در این رابطه با ناکارآمدی جدی مواجه شده است. دولت ایران بایستی این واقعیت ژئوپلیتیکی را درک کند که تنها عناصر مادی ژئوپلیتیکی و عوامل موجود در رابطه با اشتراکات فرهنگی و بدون در نظر گرفتن کنشگری فعال بازیگران عرصه سیاسی خارجی، توان فرصت زایی و تقویت جایگاه ایران در کشور افغانستان و هر کشور دیگر را ندارد و یک دیپلما سی فعال، یک رابطه و رایزنی فرهنگی پویا، یک روابط اقتصاد راهبردی و هدفمند و نیز یک نگاه امنیتی هوشمندانه به محیط خارجی و کشورهای جهان به ویژه همسایگان است که می تواند سبب توفیق ایران در محیط خارجی و به عنوان مثال کشور افغانستان شود. کشور افغانستان نیز به یک دیپلماسی پویا در حوزه های فرهنگی، سیاسی و امنیتی با ایران نیاز دارد و هر دو کشور باید این واقعیت را درک کنند که امنیت و توسعه کشورهای همسایه یکی از تضیمین های اصلی توسعه و امنیت در فضای ملی خودشان است. تأکید بر مناطق راهبردی ایران برای برون رفت افغانستان از قفل شدگی سرزمینی و نیز استفاده از فضای افغانستان برای تجارت ایران با چین و شرق آسیا و آسیای مرکزی و نیز توجه به بازار مصرف و سرمایه گذاری در افغانستان از طریق در پیش گرفتن یک دیپلماسی واقع گرایانه و پویا و هوشمند شرط بهره مندی دو کشور از تمامی مزیت های نسبی ژئوپلیتیکی یکدیگر است.

بیست سال پیش که امریکا وارد افغانستان شد، در فضای عمومی کشور بعضا با دیدگاه هایی این چنینی مواجه بودیم: بزودی افغانستان از چنان توسعه و پیشرفتی برخوردار خواهد شد که روند مهاجرت ایران و افغانستان معکوس شود.  دیر و دور نباشد که ایرانیان برای یافتن کار به افغانستان مهاجرت خواهند نمود. اما بعد از بیست سال حضور تمام قامت امریکا در افغانستان چه شد؟

باید فراموش نکنیم که دخالتهای قدرت های خارجی صرفا در جهت تامین منافع ملی خودشان قابل تعریف بوده اما حتی اگر محض رضای خدا هم چنین میکرد اصلا میسر نبود. توسعه و پیشرفت، آزادی و دمکراسی کشورها متاعی نیست که بتوان آنرا خرید و وارد کرد. پروژه ای نیست که آنرا با تامین بودجه و در زمان کوتاه اجرا نمود. بلکه فرآیندی است زمانبر که تنها با رشد آگاهی و همکاری هر چه بیشتر مردم و حاکمیت و انجام اصلاحات ساختاری و تدریجی و در صورت لزوم مبارزات مدنی بدون خشونت قابل وصول است.

گروهی بدوی  تحت عنوان  طالبان با تعداد محدودی نیروی شبه نظامی بدون تسلیحات سنگین نظامی، بدون آموزشهای نظامی کلاسیک، بدون داشتن نیروی هوایی، ظرف دو هفته توانستند این کشور را از دست دولتی با ارتشی مجهز  و دارای نیروی زمینی و هوایی،  بدون یک مقاومت جدی خارج نمایند. 

دولت مستقر به دلیل فساد، ناکارآمدی و منفعت طلبی، فاقد پایگاه اجتماعی لازم بوده و مردم کشور حتی نیرو های نظامی آن انگیزه های کافی برای دفاع از دولت مستقر فاسد در برابر حتی یک گروه بنیاد گرای طالبانی  در خود نمی دیدند؟ همین تجربه را در همسایه دیگرمان عراق و در زمان حمله فرقه داعش شاهد بودیم. تجربه فروپاشی فوری ارتش کشورمان در حمله متفقین در جنگ دوم جهانی و خوشحالی  مردم  علی رغم  اشغال کشورشان  به دلیل خلاصی از استبداد رضا خانی پیش چشممان و در نقطه مقابل دفاع جانانه جوانان عاشق کشور در زمان حمله عراق است.